كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )

27

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )

- فرزندى را ، دست‌كم براى يك نسل پيش معلوم دارم ، مثلا احمد بن حسن ، يا هرجا براى وضوح يا تعيين هويت لازم بوده تا بيش از يك نسل را مشخص سازم ، مانند احمد بن حسن بن جعفر . اين امر به شخص امكان مىدهد كه نسب‌نامهء يك سلسله را با فرض اين كه پسر جانشين پدر يا پسر جانشين پدربزرگ يا پسر جانشين برادر حكمران خود شده است ، بنا كند . البته چنين ترتيبات واضح و روشنى در امر جانشينى در جهان اسلام عموميت ندارد و مسائل جانشينى هميشه به ميانجى شمشير حل‌وفصل شده است . همچنين در آغاز كار دين و جامعهء جديد ، هنوز اين احساس وجود داشت كه قدرت به مرد قدرتمند درون يك قبيله يا خانواده به ميراث مىرسد ؛ تنها پس از آن‌كه عباسيان روى كار آمدند ، جانشين شدن پسر به جاى پدر امر متداول‌ترى شد ، ولى به هيچ وجه عموميت نيافت . وقتى در دوره‌هاى ميانه سلسله‌هاى ترك و مغول روى كار آمدند ، آداب و رسوم قبيله‌اى و انديشه سهيم بودن در قدرت موروث ، اغلب به جانشين شدن پسر ، اما نه لزوما و يا احتمالا اعضاى ديگر طبقه فرمانروا منجر مىشد . من كوشيده‌ام هرجا چنين امرى پيش آمده است ، رابطهء حكمران جديد را با حكمران پيشين ، رابطهء خويشاوندى آنها با يكديگر ، نشان دهم . واضح است كه كمال مطلوب آن مىبود كه مانند لين - پول ، بارتولد ، زامباور و خليل ادهم جداول تبارشناسى يا شجره نسب سلسله‌ها را ذكر مىكرديم . متأسفانه اكنون ديگر آن‌زمان كه ناشران مشتاق بودند كه فضاى بيشترى براى اين كار اختصاص دهند و زحمت و مشكلات چاپى تهيهء شجره نسب‌ها را تحمل كنند - بگذريم از تشويق افزودن جدول‌ها و شجره‌نسب‌هايى كه با دست تامىخوردند - گذشته است . سعى من براى نشان دادن رابطهء خويشاوندى با ذكر افراد بيشترى در نسب يك شخص در قياس با تهيه و تدارك شجره‌نسب‌هاى جاگير ، بهترين كارى بوده است كه مىتوانسته‌ام بكنم ، اما اميدوارم كه آنچه در اينجا انجام داده‌ام به نحوى جلو آن نوع انتقادى را كه به حق دربارهء كتاب سال 1967 شده بود بگيرد كه آن كتاب يك راهنما و دستنامهء گاهشناسى بود نه يك كتاب تبارشناسى يا شجره‌نامه . اسم‌هاى نوع عربى حكمرانان سلاله‌هاى اوليه حكمرانان سرزمين‌هاى اصلى اسلامى در خاورميانه و شمال افريقا ، در كار تنظيم و ترتيب و گزينش مشكلاتى پديد مىآورند كه تا حدودى در بالا بدان اشاره كرديم . نام‌هاى ايرانى رايج در ميان بسيارى از سلسله‌هاى كرد ، ديلمى و قفقازى كه در دوره‌اى كه مرحوم و . مينورسكى آن را « ميان دورهء ايرانى » ناميده است ، يعنى قرن دهم تا دوازدهم [ ميلادى ] روى كار آمدند و قدرت